1

"آرامش "
میتونه برق تو چشماش باشه
وقتی در باز میشه و میاد تو
"آرامش "
میتونه یکجور عطر خاص باشه
که وقتی کنارت میشینه بوش میپیچه توی بینیت و سر مستت میکنه
"آرامش "
میتونه یک جفت پا باشه
که وقت خستگیات سرت رو بزاری روش , یک جفت دست که بین خرمن موهات گم بشه
"آرامش "
میتونه یک جفت چشم باشه
که با مهربونی بهت خیره میشه
پرسه زدن توی همین کوچه پس کوچه هایی که عام و نچسب به نظر میان وقتی دستت تودستاش باشه
میشه یه دنیای دیگه ...... میشه آرامش زندگی
آدم به تنهایی ام میتونه آرامش داشته باشه
اما زندگی با عشق یکجور غیر قابل توصیفی شیرین و زیباتر به نظر میاد , انگار همه چیز بوی زندگی به خودش میگیره
میفهمی که چی میگم؟

پست شماره 379
برچسب:
نویسنده: نرگس قربانی